کهن الگوی حادثه ی کربلا در فرهنگ آذربایجان(شاهین حسنی)
آذربایجانی ها بنیان گذار مراسم عزاداری رسمی امام حسین هستند و فرهنگ آذربایجان با ایده ی عاشورا عجین گشته است. می خواهیم نشان دهیم که تراژدی شهادت در کتاب دده قورقود(سند ملی ما آذربایجانی ها) نیز ذکر شده است، هر چند با بیان دیگر. و همین نشان می دهد که این الگوی کهن از دیرباز در حافظه ی ملی آذربایجانیها وجود داشته است.
همچنان که جسم انسان ویژگیهای از قبیل رنگ چشم، بزرگی قد، خلق و خوی و سایر خصوصیات زیست شناسی را توسط ژن ها از والدین واجداد خود به ارث می برد. ویژگیهایی معنوی نیز توسط مکانیسمی مشابه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. این ویژگیهای فرهنگی آرکی تایپ نامیده می شود. «آرکی تایپ»، «الگو های باستانی» یا «قالبهای ازلی» رفتاری افراد یک گروه می باشد که در عمق شخصیت تک-تک انسان های یک گروه قومی نهفته می باشد. این الگوهای رفتاری در هر زمانی توضیح خاص خود را دارد و با الفاظ متفاوت بیان می شود اما به هر حال ریخت شناسی یکسانی دارد. مي توان گفت که این الگوهای كهن، عناصر تكرار شونده ی تاریخ یک ملت و یا خاطره هاي نژادي بشر هستنند.
با بررسی پارامترهای اساسی رفتار گروهی یک ملت با گذشت زمان، می توان آرکی تایپهای دینی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن ملت را مشخص کرد. مراسم عزاداری شهادت امام حسین یکی از اساسی ترین عناصر فرهنگی آذربایجان و بلکه اهم رفتار مذهبی این دیار میباشد. در این مقاله به اختصار آرکی تایپ حادثه ی عاشورا را در عمق خاطره ی نژادی آذربایجانی ها توضیح خواهیم داد.
ترک ها ذاتا مردمی دیندار و ایدوئولوژیک هستند. کمتر ملتی میتوان یافت که حماسه های ملی آن ملت با حماسه های مذهبی شان درآمیخته باشد. و همین موضوع باعث می شود بین طبقه ی ملی گرا و دیندار این جوامع شکاف به وجود بیاید. حماسه های ملی ترک ها با فرهنگ دینی آنها آمیخته است. موضوع حماسه های «ماناس»، «آلپامیش» و «دده قورقود» ماجرای جنگ علیه دشمنان اسلام و اسلامیت است.
کتاب دده قورقود با نام الله و یاد مبارک رسول گرامی آغاز شده و با نام آن بزرگوار نیز خاتمه می یابد. در این کتاب دشمنان ملت اوغوز، کافر نامیده می شود و به جای کلمه ی جنگ از کلمه ی غزا استفاده می کنند که مفهومی دینی دارد. رزمندگان را غازی و جانباخته گان را شهید خطاب می کنند و هلاک شدن دشمنان ملی را «گَبَرمک»(مثل گبرهایِ مجوسِ بی ایمان مُردن) می نامند.
«... آغام قازان یوقسا کؤکسونده یوخدور می ایمان؟! آلتی یوز کافر اوزریمه گلدی ایکی قارداشیم شهید اولدو. اوچ یوز کافر اؤلدوردوم غزا ائتدیم سیموز قویون [و] آییق توقلی سنین قاپوندان کافرلره وئرمه دیم... بو مو سوچوم؟!...»
و اما در مورد مراسم عاشورا که گفتیم یکی از مضامین اصلی فرهنگ مذهبی آذربایجانی ها است. با تجزیه و تحلیل مؤلفه های اصلی بین دو رویداد حادثه ی عاشورا و افسانه ی «جان باختن بئیرک» از کتاب دده قورقود نشان خواهیم داد که بین مورفولوژی این دو تراژدی شباهت های تام برقرار است. هر چند که محتوای یکسانی نداشته باشند.
مؤلفه های اصلی سرگذشت امام حسین(ع):
الف) رسیدن نامه هائی از کوفه مبنی بر دوستی آن مردم با حضرتش.
ب) بد عهدی کوفیان و بیعت خواستن یزیدیان از آن حضرت. که با مخالفت حضرت ناکام ماند.
ج) شهادت امام حسین(ع) و یارانش. قطع عضو ابولفضل(ع) و رشادتهای آن بزرگوار.
د) ماجرای انتقام مختار ثقفی از قاتلان امام و یاران صدیقش.
ه) مرثیه خوانی و عزاداری شیعیان امام.
عجیب است که تمام این مؤلفه ها به نوعی در ماجرای قتل «بامسی بئیرک» نیز وجود دارد.
بامسی بئیرک قهرمان اصلی اغلب دادستانهای حماسی کتاب دده قورقود است. در یکی از این افسانه ها بئیرک با کافران غزا کرده و مال التجاره بازرگانان را از کافران گرجی بازستانده به خودشان می دهد.
«... کافرلره قلیج ووردو باش قالدیران کافرلری اؤلدوردو. غزا ائله دی. بازرگانلارین مالینی قورتاردی...»
بعد از این حادثه بئیرک شبانه به اسارت کافران درآمده و بعد از تحمل سالیان دراز اسارت، با رشادت و درایت از دست کافران رها شده و سرافرازانه به آغوش ایل و تبار خود باز می گردد. و سپس برای رهائی کامل از دست کافران گرجی و نجات 39 نفر از مسلمانان که همچنان در اسارت دشمن کافر مانده بودند، اردوکشی بزرگی ترتیب داده جنگ نهائی با دشمن کافر را تدارک می بیند.
«... قالین اوغوز بگلری آری سودان آبدست(وضو) آلدیلار، آغ آلینلارین یئره قویدولار ایکی رکعت ناماز قیلدیلار، آدی گؤرکولو محمدی یادا گتوردیلر. گومبور-گومبور نقاره لر دوگولدی، بیر قیامت ساواش اولدی... دره لرده کافر قیرغون گیردی. یئدی کافر بگی قیلیجدان کئچدی. بئیرک و ... یوریش ائتدیلر. بئیرک اوتوز دوققوز ایگیدینین اوزرینه گلدی آنلاری ساغ و اسن گؤردی آلللاها شوکر ائله دی... مسجید یاپدیلار... بان بانلاتدیلار[اذان اوخوتدولار] عزیز تانگری آدینا قوطبه[خطبه] اوخوتدیلار... بایندر خانا پنج-یک[خُمس][1] چیخاردیلار...»[2]
بالاخره جنگ بزرگ پایان می یابد و سردار بزرگ اوغوزهای مسلمان(بئیرک) برکافران غالب می آید. اما سرانجام کار؛ قهرمانی چنین سرافراز، نه توسط بیگانگان کافر بلکه بدست گروهی از خود اوغوزها کشته می شود. برای مقایسه قتل بئیرک با مؤلفه های قتل امام حسین(ع) ماجرای کشته شدن او را نیز به مؤلفه های اصلی تجزیه کرده و با عناصر حادثه ی کربلا مقایسه خواهیم کرد.
الف) اوروز خان هیأتی را همراه دست نوشته نزد بئیرک می فرستد که نزد او رفته و بین او قازان خان وساطت کند.
«... بئیرگه کاغیذ گؤندردیلر... اوروزدان آدام گلدی. سلام وئردی. بئیرک علیک آلدی. دئدیلر خان سیزه سلام آییدار. کرم ائتسون بئیرک گلسون بیزی قازانلا باریشدیرسون... »
ب) بعد از این که بئیرک نزد اوروز رسید صفحه برمی گردد و بجای وساطت، از بئیرک علیه قازان خان بیعت طلبیده می شود. بئیرک قبول نمی کند.
«... اوروز آیدیر: هپ شول اوتوران بگلر قازانا عاصی اولدوق، آند ایچدیک. موصحف(قرآن) گتوردیلر سن داخی آند ایچ...بئیرک دئدی من قازانا عاصی اولمارام و آند ایچدی...»
ج) اوروز متوجه بی میلی افراد برای جنگ با بئیرک شده و خود با حرکتی خیانت آمیز شمشیر کشیده و با وارد کردن ضربتی پای بئیرک را قطع می کند. بئیرک از زخم شمشیر او جان می سپارد.
«... بگلر بئیرگه قییمادی... اوروز گئنه قاقیدی، بئیرگین ساققالینی برک توتدی، بگلره باقدی، گؤردی کیمسه گلمز قارا پولات اؤز قیلیجین تارتوب بئیرگین ساغ اویلوغون چالدی قارا قانا بولاشدی...»
د) بئیرک در لحظه ی مرگش به قازان خان سفارش می کند که انتقام خونش را بگیرد. قازان خان با افرادش اردو کشیده و انتقام خون بئیرک را می گیرد. ماجرا با دعای دده قورقود به درگاه خداوند و توسل به محمد مصطفی(ع) پایان می یابد.
ه) بعد از ماجرای قتال بئیرک:
شیون به پا می شود. دختران و عروسان بئیرک که مثل پرنده ی «قو» زیبا بودند، لباس سفید از تن درآورده و سیاه پوش می شوند. 40-50 نفر لباس سیاه به تن کرده و در حالی که نشانهای شال سبز بر خود بسته بودند، دسته ی عزاداری به پا می کنند. و در حالی که به نام بئیرک نوحه سرائی می کردند به درگاه قازان خان آمدند. قازان خان دستمال درآورده و هق-هق گریه نمود. مراسم گریه و زاری دربار را فرا گرفت. قازان خان هفت روز دیوان مملکت داری را رها کرده زاری نمود و ....
«... آغ ائوین ائشیگینده شیون قوپدی. قازا بنزر قیز-گلینی آق چیخاردی قارا گئیدی. قیرق-اللی ایگیت قارا گئییب گؤی ساریندیلار. قازان بگه گلدیلر. ساریقلارین یئره اوردولار. بئیرک دئیو چوق آغلادیلار... قازان دسمالین الینه آلوب اؤکور-اؤکور آغلادی. دیواندا زارلیق قیلدی... یئدی گون دیوانا چیقمادی و...»
عزاداری و مرثیه خوانی یکی از اجزای ماهوی فرهنگ ترکها می باشد. قدیمیترین قطعه شعر ترکی، مرثیه ای است در رثاء آلپ ار تونقا(افراسیاب).
و) بعضی از محققین شیعه؛ حادثه ی قتل امام حسین را نتیجه ی کینه کشی بنی امیه با خاندان مطهر حضرت محمد می دانند اگر این فرضیه را بپذیریم از لحاظ محتوی نیز دو حادثه ی کربلا و قتل بئیرک بسیار شبیه به هم هستند. زیرا ریشه ی حادثه ی قتل بئیرک نیز کینه کشی بین اوغوز داخلی و اوغوز خارجی است.
نتیجه می گیریم که تراژدی قتل بئیرک یکی از کهن الگوهای ملت آذربایجان بوده و بعد از ظهور اسلام با تطبیق این حادثه با حادثه ی کربلا به حیات فرهنگی خود ادامه می دهد.
اهمیت این تشابهات از این نقطه نظر است که زمان آفرینش این داستان به اواسط قرن پنجم هجری برمی گردد[3] و این برهه از تاریخ دوران تعصبات مذهبی است. و از آنجا که در آن دوران آذربایجانیها هنوز مذهب شیعه را نپذیرفته بودند و بالطبع بر عقاید فقهی اهل سنت تعصب می ورزیدند[1]، بعید است که انشاء این افسانه از واقعیت حادثه ی کربلا تأثیر پذیرفته باشد. دلیل دیگری که برای این ادعا می توانیم اقامه کنیم این است که واقعیت های مراسم کربلا رفته-رفته به قالبهای آرکی تایپی گرایش پیدا کرده و موضوع «تحریفات عاشورا» را به میان آورده اند!
بعضی از دوستان تنگ نظری کرده و موضوع «بیعت» را عنعنه ای عربی شمرده اند! اگر این دوستان با فرهنگ باستانی ترک ها آشنائی کافی داشتند حتماً میدیدند که دو اصطلاح «آند ایچمک» و «ایلقار» به معنی هم پیمانی و بیعت می باشند و در فرهنگ تُرکان ریشه ای عمیق دارند. در کتاب تاریخ سری مغول توضیحات بسیار جالبی در مورد آند ایچمک وجود دارد که نشان می دهد ترک ها از قدیم الایام با مفهوم بیعت آشنا بوده اند. ترکان باستان موقع هم پیمان شدن با همدیگر که معمولاً بر علیه شخص یا گروه دیگری صورت می گرفت دو جام از «قیمیز» پر کرده و در حالی که رودر روی یکدیگر می ایستادند، نصف آن جام را نوشیده و نصف دیگر را به پای همدیگر می ریختند. با این عمل «آند ایچمک» و بیعت صورت می گرفت. ایلقار نیز نوعی هم پیمانی گروهی شمرده می شود که ترکان باستان قبل از حمله های برق آسا علیه گروهی دیگر به عمل می آوردند. طوری که امروزه کلمه ی ایلقار هم در معنای «پیمان» به کار می رود و هم در معنای «حمله ی برق آسا».
[1] - وجود چنین تعصباتی در متن دواوین شعرای آذربایجانی قرن پنجم بخوبی پیداست.
[1] - آذربایجانی های قرن پنجم مذهب سنی حنفی داشتند. طبق مذهب اهل سنت و متن تنها آیه ی مربوط به خُمس در قرآن، تصرف یک پنجم مال از طرف حاکم شرع، فقط در مورد غنائم جنگی موضوعیت دارد. در مذهب مبارک شیعه ی جعفری خمس برای موارد غیر از جنگ نیز موضوعیت پیدا می کند. برای اشخاص و مسئولینی که سود زیادی از تجارت مال مسلمین کسب می کنند و از مخارج و هزينه هاى زندگى شان در مدت يك سال اضافه می ماند، پرداخت خمس واجب است! منطق انسانی و اسلامی ایجاب می کند که از انباشت چنین ثروت های بادآورده ای جلوگیری کرده و آن را به جامعه ی مسلمین اعاده کرد! می خواهد به نام خمس باشد یا با نام ذکات یا با هر عنوان دیگر!
تُرکهای آذبایجان با درک این گونه ضرورت ها به مذهب مبارک جعفری متشرف شدند. و این تشرف بسیار طبیعی بود زیرا آذربایجانی ها «کهن الگوی» شیعی گری را در «آرکی تایپ»های خود داشتند.
[2] - بررسی این متن و ده ها متن مشابه به خوبی نشان می دهد که حماسه های ملی آذربایجان از حماسه های دینی این ملت قابل تفکیک نیست!
[3] - مطابق تحقیقات اسطوره شناسی، بعضی از افسانه های کتاب دده قورقود سابقه ی چند هزار ساله دارند مانند داستان «دلی دومرول» یا افسانه ی «تپه گؤز». اما آفرینش دادستانهای مربوط به «بامسی بئیرک» در کتاب دده قورقود به قرن پنجم برمی گردد و حوادث تاریخی آن دوران به وضوح در حکایت های اسارت بامسی بئیرک انعکاس یافته است. بنابراین گردآوری و تألیف کتاب دده قورقود در قرن پنجم هجری صورت گرفته است. اما به نظر می رسد ثبت داستانها در زمانهای متأخرتری انجام گرفته است. و یا اینکه باید قبول کنیم نسخه هائی که امروزه در دست ما هست، ثبت متأخرتری دارند. ظاهراً ثبت این حکایات بعد از 1453 میلادی صورت گرفته است.